دنیای مامان
وقتی ویهان کوچک بود
قالب وبلاگ

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام نازنینم. الهی مامان قربونت بشه دیروز چقدر با مزه بودی. رفتیم سونو گرافی. وای که چقدر تو شیطون بودی. دلبندم وقتی برای لحظه اول دیدمت اشک تو چشام جمع شد. باورم نمیشد این همه دوست داشته باشم. چقدر تکون می خوری اما من هیچ کدومو حس نمی کردم. آقای دکتر می گفت باید طوری قرار بگیره که بتونم طول بدنشون اندازه بگیرم تو هم که مثه بابایی لجباز بودی اصلاً به روی خودت نمیاوردی که . دکتر همش بهم می گفت محکم سرفه کن بعد با اون دستگاه محکم به شکمم فشار میداد تا جنابعالی یه تکون خوب بخوری اما اصلاً. بعد دکتر گفت برو بیرون آب بخور شاید جهتش عوض بشه. رفتیم بیرون با بابایی و مامان بزر(مامان بابایی) یه شیشه آب معدنی رو تنهایی خوردم. بعد از ١۵ دقیقه رفتیم تو. دکتر دوباره شروع کرد به فشار دادن واقعاً دردناک بود حالا دکتره همش میگه نگران نباش به بچه ضرری نمیرسونه. تو همین وسطا بود که آقای دکتر گفت نی نی یه یه یه پسره . جانننم عزیزم تو یه آقای پسره شیطونی که مامان عاشقته. بعد از اینکه آقای دکتر همه کارا رو انجام داد. برامون صدای قلب خوشگلت رو گذاشت واییییییی خیلی تند تند میزد. ١۵۵ بار. عسلم چقدر خواستنی بودی. از دیشب من و بابایی دلمون برات یه ذره شده. نمی دونی دیروز بابایی تو اتاق چه شکلی بود خیلی ذوق کرده. همش می گفت پسره منه دیگه. جان واقعاً حق داشت ذوق کنه . همه از وجودت خوشحالن پسرم. بابایی، مامانی، بابایزرگ ، مامان بزرگ،خاله ،عمه، همههههههههههههههههههه و مخصوصاً مامانت. زود بزرگ شو که همه منتظره دیدنه چهره نازت هستن.

[ ۱۳۸٩/٢/۳٠ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ آ.. ] [ نظرات () ]

سلام به عزیز دل مامان. دلبندم دلم برات یه ذره شده. خیلی دوست دارم زودی ببینمت و بغلت کنم. خیلی خیلی دوست دارم. بابایی هم دلش برات تنگ شده دوست داره بغلت کنه. یکم امروز استرس دارم خوشگلم. بعد از ظهر میخوام برم سونو گرافی برای ناهنجاری. خانوم دکتر گفت این سونو رو برو چون حتی کوچکترین مشکلی اگه باشه معلوم میشه. البته عزیزکم من مطمئنم که تو سالم و سلامتی اما خوب بازم استرس دارم. شاید معلوم بشه که دخملی یا پسر البته هر چی باشی برا ما عزیزی. دلم میخواد زودتر تکون بخوری، تا حست کنم. وایییییییییییییییییی عاشقتم عزیزم. اینقدر قربون صدقت رفتم که دیشب بابایی حسودیش درد گرفته بود از من می پرسید من و بیشتر دوست داری یا نی نی. مونده بودم چی بگم گفتم هر کدومتونو یه جور. عزیزکم خوش به حالت چه بابای خوبی داری.

[ ۱۳۸٩/٢/٢٩ ] [ ٩:٢٤ ‎ق.ظ ] [ آ.. ] [ نظرات () ]

سلام دوست جونا. من برگشتم. یعنی  من و نی نی نازم برگشتیم. قربونش برم اصلاً مامانشو اذیت نکرد. خیلی خوش گذشت این چند روزه. دلم برا همتون تنگ شده بود اول اومدم به وب همه سر زدم. همش نگران بودم نکنه تو هواپیما اذیت بشم که خدا رو شکر خوب بود. سرما خوردگیم بهتر شده اما سرفه هام نه. خیلی بدجور سرفه می کنم. واقعاً موندم چی کار کنم. همش به همسری می گم نی نی چقدر به من فحش میده میگه این مامان هم با سرفه هاش نمی ذاره یه چرتی بزنیم(آخیییی قربونش برم) . مسافرت یکی از همکارای خانمم با بچش اومده بود یه دختر ١.۵ ساله. وای که چقدر لوس بود. اینقدر اذیت می کرد. همش با خودم می گفتم وای اگه بچم من اینجوری باشه که من نمی تونم تحمل کنم. خوب خیلی بهونه می گرفت. همچین بچه ای ندیده بودم. البته نی نی من به باباشقلب بره قربونش برم آروم و مظلوم میشهماچ

[ ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ٧:۳٤ ‎ق.ظ ] [ آ.. ] [ نظرات () ]

سلام عزیزه دل مامان. مامان دو تامعذرت خواهی بهت بدهکاره. یکی برا  اینکه مواظب نبودم و سرما خوردم. و حالا با سرفه هام اذیتت می کنم اما بدخدا تقصیر من نیست دورو بریا همش سرما خورده میشن یه ذره هم رعایت من و نمی کنن منم که یک بدنم حساسه سرما خوردم. الهی مامان فدات بشه. اصلاً دوست نداشتم قرص بخورم اما مجبور شدم چون خیلی حالم بد بود. یه معذرت خواهی دیگه هم برا اینکه دیشب سره یه موضوعی ناراحت شدم و کلی گریه کردم. می دونم ناراحت شدی اما عزیزه دلم دست خودم نبود بعضی وقتا بعضیا یه کارایی می کنن که فقط آدم رو حرص میدن. اما عزیزم ناراحت نباش مامان دیگه ناراحت نیست. امیدوارم منو ببخشی دلبندم. گلم برا مامان دعا کن زود خوب بشه تا تورو با سرفه هاش از خواب بیدار نکنه. هفته پیشم رفتیم دکتر اما دکتر گفت دو هفته دیگه بریم برای شنیدن صدای قلب نازنینت. یه تبریک هم باید بگم که سه ماهه اولت تموم شده و الان رفتی تو ماه چهارم الهی قربونت بشم زودی بزرگ شو. فردا هم که قراره با هم بریم یه مسافرت کاری. امیدوارم اذیت نشی. بدون هر لحظه مامان دوست داره و تنهات نمی ذاره.

خدایا کمکم کن بتونم از عهده وظایف مادریم بر بیام.

[ ۱۳۸٩/٢/۱۸ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ] [ آ.. ] [ نظرات () ]

سلام عزیزه مامان. مامان قربونت بشه. چرا اینقدر این روزا دیر میگذره دوست دارم زود بدنیا بیای و صورت ماهت رو ببینم. همش شبا خواب می بینم که بدنیا اومدی اما نتونستم صورت خوشگلت رو ببینم. اما دیشب خوابی دیدم که خیلی خنده دار بود. خواب دیدم که دوباره رفتم سونوگرافی و دکتر میگه که دوقولو حامله ای

 من شاخ درآورده بودم گفتم من که یه بار اومدم گفتین یه قلوی. حالا همه بهم میگن عیبی نداره دیگه دوقولو خوبه دیگه یدفعه راحت میشی. بعد یدفعه دیدم که یه نی نی دختر و یه نی نی پسر بدنیا آوردم. واییییییییییی چقدر ناز بودن. اینقدر خواستنی بودن که دیگه برام مهم نبود که بزرگ کردن دوقول چقدر سخته. وایییی مامان فدای نی نی بشه. حالا صبح بیدار شدم به بابایی میگم خواب دیدم دوقلو بدنیا آوردم میگه تو که رفتی سونو حالا از چی می ترسی؟. نی نی خوشگل مامان کی بدنیا می آی ؟اینقدر دلم می خواد بغلت کنم . یعنی میشه یه روزی بغلت کنم، بوست کنم، بهت شیر بدم. گل مامان دیروز از اینترنت برات چندتا شعر خوشگل دانلود کردم. از دیروز برات میذارم که گوش بدی. شعرهای قدیمی منم که بچه بودم این شعرها رو گوش میدادم. نمی دونم خوشت اومده یا نه. اما یکگم که بزرگتر بشی با حرکاتت به مامانی می فهمونی که خوشت میاد یانه.

نی نی نازم زودی بزرگ شو که مامانت خیلی عجوله.قربونت.بوس بوس بوس

 

[ ۱۳۸٩/٢/٥ ] [ ٩:٠٧ ‎ق.ظ ] [ آ.. ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من آ.. هستم. 27 سالمه. سال 86 با بهترین مرد دنیا ازدواج کردم. 18 اسفند 88 روزی بود که فهمیدم خدا یه فرشته کوچولو رو تو وجودم گذاشته. ویهان گلم در تاریخ 22آبان 89 قدمش روی چشم من و بابا گذاشت و شیرینی زندگیمون رو صد چندان کرد. پسرم من و بابا عاشقانه دوست داریم.
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس