دنیای مامان
وقتی ویهان کوچک بود
قالب وبلاگ

چند وقتی بود موهای ویهان رو بدلیل مخالفت های باباش کوتاه نکرده بودیم اوایلش به نظرم با مزه بود اما کم کم دیگه شلخته شده بود و موقع کلاه سر گذاشتن موهاش کشیده میشد دیگه عزم رو جزم کردیم ببریمش ارایشگاه. چون بار اولی بود که میخواستیم ببریمش ارایشگاه خیلی نگران بودم که بترسه و گریه کنه. روز 10 بهمن که تولد پیامبر بود صبح رفتیم ارایشگاه. اول بابای ویهان رفت داخل ببینه وقت داره یا نه. من و ویهان تو ماشین بودیم بهش گفتم ویهان بریم ارایشگاه موهات رو عموی مهربون کوتاه کنه . اونم گفت باشه. بهش گفتم گریه نکنی ها. گفت باشه. گفتم اگه گریه نکنی برات پفک میخرم. اونم گفت باشه. رفتیم داخل و یکمی نشست رو صندلی و دورو بر رو نیگاه کرد با اسباب بازی های بازی کرد . بعد آقا ارایشگر بود یکمی باهاش حرف زد  و بعد موزر رو آورد و شروع کرد به کوتاه کردن موهاش ویهان. اولش ویهان تو چشماش اشک جمع شد اما باباش باهاش حرف زد و بهش اسباب بازی ها رو داد و اقای ارایشگر هم کلی باهاش حرف زد. دیگه کم کم عادت کرد و اصلا اذیت نکرد حدود نیم ساعت زیر دست اقای ارایشگر بود و اصلا ناراحت نبود. بعدش که تموم شد رفت تشکر کرد و آقای ارایشگر گفت بازم میای اینجا ؟ ویهان گفت بله.

الهی قربونش بروم که مثله یه مرد وایستاد

اینم مراحل ارایش موهای ویهان جونی

اینجا قبل از کوتاه کردنه که حسابی هم بهم ریختس موهاش

و مراحل بعدی

اینم یه آقا پسر گل و گلاب

این روزا حرف زدن ویهان خیلی با مزه و خواستنی شده. خیلی سعی میکنه کامل همه جمله  رو بگه . بعضی کلمات رو هنوز درست نمیگه و همین بامزه کرده حرف زدناش رو.

چند تا کلمه های ویژه ویهان

به اتوبوس قبلا میگفت اتو اما الان با تاکید بر روی بوس میگه اتوبوس

می سو سو= می نی بوس

کانونو= کامیون

خاک= بیل مکانیکی

از علاقه های به اسباب بازی هنوز شدیدا به اتوبوس علاقه داره، به بیل مکانیکی، کامیون و کلا وسیله نقلیه بزرگ علاقه داره.  خیلی علاقه به ماسه بازی داره و هر وقت میریم سر زمین بابا کلی ماسه باز ی میکنه.

براش یه سه چرخه خریدیم اما نمیتونه پا بزنه هنوز.

شبا موقع خواب باباش براش قصه هایی از آب و بارون میگه یا از کشت گندم و تهیه ارد میگه و ویهان خیلی بیشتر از بقیه قصه ها دوست داره. و قصه آب رو دو شب بعد برای من تعریف میکرد.

متاسفانه از خواب فراریه تا میگیم بریم بخوابیم چه شب باشه چه ظهر گریه میکنه و میگه نخوابیم.

کلا تو مهمونی ها یه مرد واقعیه و اصلا بی ادبی یا گریه زاری نداره. اما جدیدا تو خونه گریه زاری راه میندازه برای چیزای الکی.

دیشب هم تولد دختر عمش سانیا بود و با هم دوتایی کلی خامه های کیک رو انگشت زدن رو خوردن.

 

[ ۱۳٩۱/۱۱/۳٠ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ آ.. ] [ نظرات () ]

این روزا یادگیری ویهان عجیب بالا رفته یعنی یه جورایی اقتضای سنشونه. خیلی شیرین زبون شده و هر چیزی میگیم یه جوابی تو آستینش داره.

چند وقته در اثر تبلیغات این سی دی های کارتون علاقه به پفک پیدا کرده و هر وقت میری بیرون و این پفک ها رو روی قفسه ها بیرون سوپری ها میبینه میگه پفک میخوام پفک میخوام. منم در جوابش میگم ببین پفک ها خراب شده آقای سوپری گذاشته بیرون که بندازشون دور . بعد از دو دقیقه ویهان شروع کرد به شعر خوندن: پفک درسته ، چیپس درسسسسسته ، پفک درسسسته و...

شب موقع رفتن به خونه به باباش میگه بابا پفک خرابه، چیپس خرابه

بهش میگیم اتوبوست (عاشقه اتوبوسشه و شبا باهاش میخوابه اگر هم پیشش نباشه شب بیدار میشه میاره پیشش میذاره) بده به مهراد ببین ناراحته اتوبوست رو میخواد. اونم میگه نه اتوبوسم خرابه خراب شده.

باباش داشت باهاش بازی میکرد به ویهان میگه ببین ماشین من از تو بزرگتره ویهان هم به باباش میگه نه ماشین من بزرگتر تره. یعنی تو هیچی کم نمیاره

چند وقت یه بازی به ذهن بنده رسید که بد هم از کار نیومد از این ماکارونی لوله ای ها با یدونه نی و قوطی گذاشتم پیش ویهان و خودم یه ماکارونی رو کردم تو نی ویهان خیلی خوشش اومد و نیم ساعتی بازی کرد. بازی خوبیه برای انگشهای بچه و تمرکز. اینکه ماکارونی ها رو بکنه تو نی یا بریزه تو قوطی این چند تا عکسش

 

بدلیل علاقه زیاد ویهان برای بازی با نمک یه روز یه سینی بهش دادم با قوطی نمک اول با قاشق نمکها رو میریخت بیرون بعد مثه کوه درستش می کرد، بعد بهش گفتم بیا نقاشی کنیم رو نمکها، بعد هم اثر انگشت گذاشتیم رو نمکها. بازی خوبی بود .

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱۱/٧ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ] [ آ.. ] [ نظرات () ]

خواستن چیزی همراه نق نق و داد و فریاد:

نق نق کردن و گریه کودک برای داشتن چیزی برای کودک امری عادی به شمار می آید اما برای پدر مادر ها بسیار ناراحت کننده است.

شیوه های عملی:

1- وقتی خواسته ای از کودک دارید با نق زدن و غرولند درخواست را مطرح نکنید

2- بهترین شیوه برخورد آرام و رد تقاضای کودک با خونسردی است.

3- شما باید دلیل خستگی و ناراحتی کودکتان را بفهمید وگرنه او بدتر خواهد شد. شما نمی توانید هر چه را که او خواست در اختیارش بگذارید اما اگر مسائل را برایش توضیح دهید موثرتر خواهد بود. به او بگویید: «می دانم که اگر برایت بستنی نخرم ناراحت می شوی، اما باید به خانه برویم و ناهار بخوریم»

4- ببینید پشت این بهانه گیری ها چه خواسته ای پنهان است. بعضی اوقات من آن را می خوام بهانه ای برای جلب توجه بیشتر شماست و با کمی نوازش، در آغوش گرفتن، تحسین و تشویق و در کنار کودک نشستن موضوع حل می شود.

جلوگیری از خشم و کج خلقی:

1- همواره رفتارهای مثبت و قابل تشویق او را تحسین و تایید کنید.

2- شوخ و سرزنده باشید

3- وقتی کودک خسته یا گرسنه است کمی به او فرصت دهید.

4- واقع بین باشید. برای کودک طبیعی است که واکنش های شما را آزمایش کند و بعد بعضی از رفتارها را تکرار کند . حتی با وجود آنکه شما نه بگویی. ای بخشی از رشد و تکامل اوست او می آموزد که چه رفتاری باید یا نباید انجام شود.

5- سعی کنید به مسائل از دید کودک نگاه کنید . گاهی این کار کمک می کند که بتوانید دنیا را مثل او ببنید .

6- از جملات منفی استفاده نکنید. به جای گفتن « تو نمی توانی آن را داشته باشی» می توان از جمله « می توانی بعدا آن را داشته باشی » استفاده کنید.

7- نمونه خوبی برای او باشید. وقتی کودک می بیند بزرگترها در مقابل کوچکترین ناملایمات و سختی داد و بیداد راه میاندازند برای او خیلی سخت تر خواهد بود که جلوی خود را بگیرد.

8- هشدار های زودهنگام و به موقع. هنگامی که قرار است کار یا فعالیتی را شروع کند قبل از ان به او هشدار دهید. مثلا : تا 5 دقیقه دیگر می توانی به حمام بروی

یادداشت برداری :

اگر کودک شما زیاد دچار ناآرامی و کج خلقی می شود یادداشت برداری به شما کمک زیادی می کند. در مورد هر چیزی که باعث ایجاد ناراحتی او می شود یادداشت تهیه کنید. و شرایط را در آن لحظه بنویسید. آیا شما در حال پختن غذا بودید؟ می توانید در چنین مواقعی از او بخواهید در چیدن سفره به شما کمک کند.

غذا خوردن:

غذا یکی دیگر از زمینه های جنگ روزانه والدین و بچه هاست. کودک خودش می فهمد کی سیر شده است اما شما مایل هستید او بشقابش را تمام کند ،پیش خودتان تجسم کنید در یک رستوران هستید و گارسون شما را مجبور می کند که باید تمام غذای داخل بشقاب را بخورید!! اگر کودک از خوردن غذایش خودداری کرد و یا متوجه شدید که د رحال عصبانی شدن است به آرامی بشقاب را عقب بکشید و بگویید « فکر می کنم در حال حاضر زیاد گرسنه ات نیست»

چند نکته:

1-  در هنگام صرف غذا ارام باشید و از درگیری و تنش پرهیز کنید

2-فرصت ها را با گفتن « برای شام سیب زمینی دوست داری یا ماکارونی » محدود کنید.

3-وقتی کودک با غذایش بازی می کند یا به اطراف میریزد با ارامی غذا را از مقابلش بردارید و آهسته بگویید« خوب مثل اینکه غذایت رو خوردی و دیگر نمی خواهی.»

4- بگذارید خودش لحظه سیر شدن را احساس کند و آن را بگوید.

5- برای کودک قوانین ساده و روشنی بگذارید و روی آن بایستید. مثلا: ما روی میز غذا میخوریم دو راتاق نمی چرخیم» « اگز از سر میز بلند شوی تا موقع عصرانه ا زغذا خبری نیست» بعد از تمام شدن غذا وقتی میز را تمیز کردی و او گفت من گرسنه ام با آرامی به او یادآوری کنید« متاسفم که تو موقع ناهار گرسنه نبودی تا غذا بخوری»

[ ۱۳٩۱/۱۱/٥ ] [ ٩:۳۸ ‎ق.ظ ] [ آ.. ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من آ.. هستم. 27 سالمه. سال 86 با بهترین مرد دنیا ازدواج کردم. 18 اسفند 88 روزی بود که فهمیدم خدا یه فرشته کوچولو رو تو وجودم گذاشته. ویهان گلم در تاریخ 22آبان 89 قدمش روی چشم من و بابا گذاشت و شیرینی زندگیمون رو صد چندان کرد. پسرم من و بابا عاشقانه دوست داریم.
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس