دنیای مامان
وقتی ویهان کوچک بود
قالب وبلاگ

سلام عزیز مامان. الهی مامان قربونت بره که امروز نه هفته و پنج روزته و 2.5 سانتی متر شدی. گل مامان زودی رشد کن و بزرگ شو که مامان برا بدنیا اومدنت و دیدن صورت ماهت لحظه شماری می کنه. نمی دونی عسلم که چقدر همه دوست دارن هر کس می فهمه قراره ما نی نی دار بشیم کلی خوشحال میشه. بعد از جواب آزمایش وقتی به مامان بزرگت(مامان بابا) گفتیم داری دوباره مامان بزرگ میشی اولش باورش نمیشد چون خیلی به ما اصرار می کرد که نی نی دار بشید اما خوب ما به حرفش گوش نمی دادیم. اما کلی خوشحال شد و روی من و بابائی رو بوسید. عمه کوچیکت نمی دونی چقدر ذوق کرده بود همین که فهمید رفت دمه در وایستاد هر کی میومد تو بهش می گفت که ما داریم نی نی دار میشیم. یه دختر عمه کوچولو هم داری عزیزم. الان دوماهشه. مامان بزرگ میگه زود نی نی رو بدنیا بیار هم بازی بشن با هم. دلبند مامان حتی دیروز همسایه مامان بزرگ(مامان من) برا من آش درست کرده آورده که من بخورم. دستش درد نکنه خیلی خوشمزه بود( حتماً تو هم خوردی می دونی خوشمزه بودچشمک). گلم کاره بابائی هم در اومده هر وقت از جلوی میوه فروشیا رد میشم یه میوه ای هوس می کنم. بابائی هم بدو میره می خره. آخی خیلی بابای مهربونی داری. بابائی همش باهات حرف میزنه میشنوی صداشو؟ همش قربون صدقت میره. این روزا همش دنباله یه اسمه قشنگم برات. می خوام هم معنی قشنگی داشته باشه هم قشنگ باشه. امیدوارم یه اسمی پیدا کنم که وقتی بزرگ شدی به اسمت افتخار کنی.

 

[ ۱۳۸٩/۱/۳۱ ] [ ٧:٥٤ ‎ق.ظ ] [ آ.. ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من آ.. هستم. 27 سالمه. سال 86 با بهترین مرد دنیا ازدواج کردم. 18 اسفند 88 روزی بود که فهمیدم خدا یه فرشته کوچولو رو تو وجودم گذاشته. ویهان گلم در تاریخ 22آبان 89 قدمش روی چشم من و بابا گذاشت و شیرینی زندگیمون رو صد چندان کرد. پسرم من و بابا عاشقانه دوست داریم.
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس