ده ماهگی شیطون بلا

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه

سلااااااااااااااااااااااااام هم به پسره گل مامان. یه پسره یکی یکدونه که داره وارده ماه یازدهم زندگیش میشه.

ویهان گلم هر روز که میگذره شاهد  بزرگ شدنش هستم هر روز که میگذره یه کار جدید هر روز که میگذره به لباساش که نیگاه میکنم می فهمم که دیگه اون نوزاد کوچولو که بیشتر اوقات خوای بود داره بزرگ میشه بزرگ و بزرگ تر هم خیلی خوشحال میشم هم یه گوشه دلم برای این روزا تنگ میشه. این روزا خیلی شیرینه خیلییییییییییی البته گاهی سخت هم میشه اما همه سختیاش با یه لبخند ویهان از بین میره. 

خوب حالا وقتشه که از هنر ها و شیطنت های این آقا پسر شیطون بلا بگم.

عزیزه مامان حالا دیگه پنج تا دندون خوشگل داره. دوتای پایین , دو تا نیش بالا و یک دندونه که تازه نیش زده بالا بین دو تا نیش.

چهار دست و پا همچین میره که از ما زودتر میرسه. پله آشپزخونه رو که انگار پله ای در کار نیست مثه جت خودشو از اون رد میکنه و میاد بالا. شروع میکنه به کشیدن در کابینتها.

از مبل و دیوار و آدما میگیره و بلند میشنه و د رهمون امتداد راه میره. دستش رو هم ول میکنه و یک دقیقه ای میتونه روی پای وخودش بایسته. جدیدا هم یاد گرفته از دیوار راست بره بالا میگین نه ببینید:

مامان رخصت؟       بله پسرم بفرما

بسه دیگه مامان حالا بیا پایین.

مامان نجاتم بده گیر کردم.

ماشین بازی میکنه خیلی بامزه. ماشین رو میگره و راه میبره و صداش هم در میاره. ایییی جااااانم

البته رانندگی هم میکنه میشینه پشت فرمون و یه قیافه ای میگیره نگو و بعد هم برف پاک رو میزنه.

وسایل خونه رو تا حدی یاد گرفته و بلده با اشاره نشونشون بده. مثه ساعت, عکس نی نی(عکس آتلیه خودش, تی وی, )و خاله و دایی و عمو و اینا رو هم بلده و تا میگی خاله کو؟ برمی گرده و بهش نگاه میکنه.اینقدر بامزس

و یه اخلاقه شیطون بلایی اینکه تا میرین روم به دیوارwc میاد و دم درش میشینه اگه هم اتفاقی در باز باشه که یهو میپره تو. کلا از اونجا خوشش میاد نمیدونم چرا

هنوز هم عاشقه رقص و آوازه. و نمونه بارزش بله برونه عموش بود که تا ساعت 3.5 شب داشت میرقصید و کیف می کرد. همین که اومدیم بیرون کت بالاش رو دورش پیچیدیم خوابید. این شاخ شمشاد در عروسی

از جمله علاقه های ویهان گلی میشه با اینا اشاره کرد:

هلو، سیب، اموال شخصی (کالسکه مخصوصا.روروئک.)دوچرخه سواری. انگشت پا.انواع سیم و نخ.ماشین قرمزش.ددر رفتن. آهنگ بری باخ منصور .و...

و البته باباش که عاشقانه دوس داره. باباش از در میاد ویهان بال در میاره و اینقدر دست و پا میزنه تا باباش بغلش کنه اگر هم باباش بغلش نکن میزنه زیره گریه. کلا رابطه این پدر و پسر دیدنیه.

این عکس هم در باباامان گرفته شده یه روزه بارونی

اینم علاقه شدید ویهان به هلو

مامان جون همه لوبیاها رو پاک کردم

/ 6 نظر / 24 بازدید
مريم مامان آريا

آفرين به ويهااااااااااااااااااااااااان زبر و زرنگ ماشاء اله اووووووووووه چه جوري داره بالا مي ره ؟!!!!!!!!!!1 خيلي نازي تو پسر دست ماماني هم درد نكنه كه اين همه واست زحمت مي كشه الهي قربون اون خنده هاش بشم خيلي خنده اش قشنگه خيلي دلم مي خواد ببينمش و بچلونمش

وبلاگ رسمی برنامه عصر ململی

سلام....... خوشحال ميشيم به وبلاگ برنامه ي خودتون سر بزنيد... هر نظر و پیشنهادی دارید ارائه بدید.... هستي اسماعيلي باسپاس مدير وبلاگ برنامه

فرشته مامان امین رضا

[بغل]سلام آیداجونم خوبی عزیز ممعلوم اینروزا حسابی سرالی بااین گل پسر مامانی.خیلی بانمک وعزیز شده.چیزایی که نوشتی راجع به این شاخ شمشاد راکاملا درک میکنم چون همه راتجربه کردم عزیزم خیلی شیرینه.همیشه زندگیبه کامتون شیرین وزیبا باشه وسلامتی یارتان.ببس این شیرین پسرو[ماچ] عکس عروسی هم خیلی نازه براش اسپنددود کن

مامان اشکان بهار

ماشالله چه جیگری شده