ویهان= انرژی

عزیز دل مامان هر روز که میگذره بزرگ و بزرگتر میشی و هر روز توانایی های جدیدی پیدا میکنی. هر روز از روز قبل شیطون تر میشی و بیشتر دلت بازی میخواد. خیلی دوست داری با مهراد و کیاوش پسر خاله و پسر دایی بازی کنی اما اونا ازت خیلی بزرگترن اما با تمامه دقت رفتارای اونا رو نگاه می کنی و با بازیهاشون هیجانی میشی و جیغ میزنی. اولین غذات رو روز 5 اردیبهشت خوردی اونم یه فرنی خوشمزه بود. و از 11 اردیبهشت هم حریره بادوم میخوری. خیلی غذا دوست داری و هر چقدر بهت غذا بدم می خوری. حتی مامانی میگه اگه کم غذا بده بهت گریه می کنی. فدات بشم که اینقدر خوب می خوری.

خوشبختانه سرفه هات خوب شد به کمک داروهای آقای دکتر شاکری.

خیلی خیلی دوست دارم پسرم. صبح ها  من که بیدار میشم شما هم بیدار میشی و با دقت به من نگاه میکنی ، میدونم که نگرانی که من نرم. اما خوب مجبورم. امروز صبح خونه پیش بابا موندی. از ساعت یک ربع به هفت بیدار شده بودی و شروع کرده بودی به غلت زدن. موقع شیر خوردن دیگه هر نوع شیطونی که بلدی رو انجام میدی. سرت رو میچرخونی تا دورو بر رو نگاه کنی. اگر هم کسی پیشمون باشه که یکم شیر می خوری یکم نگاه می کنی. اگه بابا هم باهات حرف بزنه زیر لب میخندی .

حسابی هم اهل بیرون رفتنی. اگه یه روز از خونه بیرون نریم دیگه خونه رو رو سرت میذاری.وقتی هم لباس می پوشونیمت اینقدر خوشحال میشی و ذوق میکنی . عاشق بازی با پارچه هستی. پارچه های رنگی رو خیلی دوست داری. اگه کاریر داشته باشم تنها چیزی که مشغولت میکنه پارچه هست. عاشق چادر نماز مامانی هم هستی. وقتی نماز میخونه هیچ کاری نمیکنی فقط به چادر مامانی نگاه میکنی. اگه پیشت نباشم غلت میزنی و بعد از چند دقیقه که خسته میشی سرت رو میذاری زمین و شروع می کنی به جیغ زدن.

خیلی خیلی خوب من وبابا رو میشناسی. البته خیلی وقته. تا ما رو میبینی دست و پا میزنی و میخندی.

فوق العاده پسر خوش خنده ای هستی و دل هیچ کس رو نمیشکنی. مخصوصا مردا. البته این وسط با بعضی آدما خوب نیستی و وقتی می بینیشون گریه می کنی.

اتاقت توی خونه جدیدمون خیلی خوشگل شده و منتظر اینه که آقا ویهان راه بره و بیاد توش و بازی کنه.

چند روز پیش که لباسات رو مرتب می کردم و لباسای کوچیکت رو میذاشتم کنار مامانی گفت ویهان از شما بیشتر لباس داره. حاالا دیروز که کمد لباسای من و بابا رو مرتب می کردم فهمیدم که بلللله فقط لباسای کوچیکت از لباسای ما بیشترهقهقهه.

 اینم عکس از یکی یکدونه مامان

/ 7 نظر / 17 بازدید
تارا مامان ویانا

قلوبونه این پسر ناز متعجب برممممممممممممم عزیزم

مسافر

سلام. خوشحالم که برگشتی. خونه جدید مبارک چه بزرگ شده این پسر ما[ماچ] خدا حفظش کنه

مهر

ای جون دلممممممممممم ... بووووووووس

الهام

سلام عزیزممممممم هزار ماشالله پسرت چه نازه .............. قربونش برم تپلی خاله ................ چشاش چه خومشله .. مامان براش اسپند دود کن حتما ............. خدا براتون حفظش کنه ... ایشالله صد و بیست ساله شه زیر سایه شما و پدر مهربونش و به بهترین و بالاترین ها برسه .............. [گل][گل][گل]

ملیسا

زیادم پسرت جالب نیست چشماش کجه