گل پسرم می شینه

سلام . این روزا حس خاصی دارم. سالهای پیش این موقع که میشد یعنی روز مادر که میشد حس حال خاصی برای خودم نداشتم. بیشتر دنبال کادو و تشکر از مادرم و مادرشوهرم بودم. اما امسال یه حس خاصی داره امسال منم مادر شدم. چقدر تو این کلمه عشق هست چقدر علاقه چقدر .... امسال من مادر یه پسر خوشگل و ناز شدم. پسرم ویهان با ورودش به زندگیه ما به من بزرگترین هدیه رو داد یعنی به من مادر بودن رو هدیه داد. عاشقانه دوسش دارم و عاشقانه بزرگش می کنم. امروز با بابای ویهان صحبت می کردیم می گفتم کی ویهان گل من راه می ره. اونم گفت عجله نکن چشم به هم بزنی راه هم میره. منم گفتم اصلا عجله ندارم چون دارم از لحظه لحظه های زندگی پسرم لذت می برم. این لحظه ها با تمام وجود بو می کشم با تمام وجود حس می کنم و با تمام وجود خودم رو نثار پسرم می کنم.

بلللله دیروز پسرم وقتی دوتایی تنها بودیم به مدت 5 ثانیه تنهایی بدون تکیه گاه می نشست. کلی ذوق کردم. اما بعدش که مامانیش با دختر عمش اومدن از بس که پسرم بچه ها رو دوست داره و حواسش به سانیا پرت شده به مدت 1 دقیقه بدون تکیه گاه نشست. اینجوریه که آقای پسملیه ما داره بزرگ و بزرگ تر میشه. الهی مامان فدای این جیگرش بشه.

خدا رو شکر غذا خوردن ویهان خیلی بهتر شده و اکثر غذاهاش رو میخوره. البته بیشتر دوست داره از غذای ما بخوره.میوه خیلی دوست داره.دیروزم هم بهش پوره کدو خورشتی دادم خیلی خیلی خوب خورد.

پسربچه ای از مادرش پرسید:چرا تو گریه می کنی؟
مادر جواب داد برای اینکه من زن هستم.
او گفت: من نمی فهمم!مادرش اورا بغل کرد و گفت: تو هرگز نمی فهمم
بعد پسربچه از پدرش پرسید:چرا به نظر می آـید که مادر بی دلیل گریه می کند.
همه زنها بی دلیل گریه می کنند!این تمام چیزی بود که پدر می توانست بگوید.
پسربچه کم کم بزرگ و مرد شد.اما هنوز درشگفت بود که چرا زنها گریه می کنند؟
سرانجام او مکالمه ای با خدا انجام داد و وقتی خدا پشت خط آمد،او پرسید:
خدایا چرا زنها به آسانی گریه می کنند؟
خدا پاسخ داد:وقتی من زن را آفریدم،گفتم او باید خاص باشد
من شانه هایش را آنقدر قوی آفریدم تا بتواند وزن جهان را تحمل کند
و در عین حال شانه هایش را مهربان آفریدم تا آرامش بدهد.
من به او یک قدرت درونی دادم
تا وضع حمل و بی توجهی که بسیاری اوقات از جانب بچه هایش به او می شود را تحمل کند.
من به او سختی را دادم که به او اجازه می دهد وقتی که همه تسلیم شدند او ادامه بدهد
و از خانواده اش به هنگام بیماری و خستگی و بدون گله و شکایت مراقبت کند.
من به او حساسیت عشق به بچه هایش را در هر شرایطی حتی وقتی بچه اش او را به شدت آزار داده است ارزانی داشتم.
من به او قدرت تحمل اشتباهات همسرش را دادم و او را از دنده همسرش آفریدم تا قلبش را حفظ کند.
من به او عقل دادم تا بداند که یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند.
اما گاهی اوقات قدرتها و تصمیم گیری هایی را برای ماندن بدون تردید در کنار او امتحان می کند.
سرانجام اشک را برای ریختن به او دادم.
این مخصوص اوست تا هروقت که لازم شد از آن استفاده کند.
پسرم می بینی که زیبایی زن در لباسهایی که می پوشد
ودر شکلی که دارد یا به طریقی که موهایش را شانه می زند نیست.
زیبایی زن باید در چشمانش دیده شود.
چون درچه ای است به سوی قلبش، جائیکه عشق سکونت دارد.

/ 8 نظر / 12 بازدید
بهناز

عالی بود مخصوصا متن آخرش.سلامت باشی

فرناز مامان آنیسا

روز مادر مبارک عزیزم [ماچ] بدو بیا یه آپ مهم دارم دیر نکنی ها همین الان بیا [قلب] www.anisa2008.persianblog.ir

سلام مبارکه نشستن پسرییییییییییییی