بیست ماهگیت مبارکه فرشته کوچولوی من

سلااااااااااااااااام اومدم بعد از چندین ماه نمیدونم چرا نتونستن تو این همه مدت بیام، یعنی نمیتونستم بنویسم شاید همش مونده تا یک روزی بیام وبنویسم مثه امروز روزی که پسر من همه زندگیه من بشه 20 ماهه عزیزم 20 ماهه که با ماهستی 20 ماهه که من خوشبخترینم با تو ، اصلا باورم نمیشه که 20 ماهه فکر می کنم یه عمره که با منی .

از بعد از عید خیلی بزرگ تر شدی اینو تو رفتار و چهرت و قد و قامتت میشه دید.

یکمی بهتر صحبت می کنی اما بازم تنبلی می کنی و دلت نمیخواد کلمات رو بگی. تا الان اینا رو می گی: مامان، بابا، اینجا،اتو=اتوبوس، ما=ماست، کشک، نه، تو=توپ،دو دو= دویدن،گاگا، جیش، نانای، آب،آبی

خودت خیلی خوشگل قشنگ غذا میخوری و نیازی نیست حتی بهت غذا بدم مگر اینکه کم اشتها باشی.

از بعد از عید اصلا تو خونه پوشک نشدی و خوب همکاری می کردی، الان نزدیک یک ماه هست که خیلی بهتر شده و کامل می کی مگر اینکه حواست پرت بازی بشه. و الان سه روز هست که دیگه بیرون از خونه هم پوشک نمیشی، جالب اینه که بیرون از خونه بیشتر همکاری می کنی.

با مهراد و سانیا خیلی خوب بازی می کنی، کلا رابطت با بچه های دیگه خوب شده و سعی می کنی ارتباط برقرار کنی.

یه کار بدی که م یکنی وقتی که عبانی میشی میزنی و چنگ میکشی که الان روی صورت من جای چنگهات مونده این کارت رو نمی دونم چه جوری از سرت بندازم.

خیلی رابطت با پرستارت خوب شده و وقتی میبینشین میخندی و وقتی میخواد بره میری بغلش و میخوای باهاش بری.

عاشقه ددر هستی و وقتی لباس میپوشونیمت خودت میری دم در و چسب کفشات رو باز میکنی و میخوای بپوشی که زودتر بریم.

عاشقه رقص و نانای هستی و هر آهنگی رو که میبنی سعی می کنی مثه رقصنده هاش برقصی.

وقتی بابات نیست از خواب بیدار میشی چشمات هنوز باز نشده میگی باباااااا منم میگم الان میاد رفته بیرون کار داشته میاد دوباره بعد از 5 دقیقه بابااااا و دوباره و دوباره...

بن بن بنت رو خیلی خوب بلدی فقط جالبش اینه که هر کدوم رو دوست داری میگی و بقیه رو با اشاره نشون میدی.

جدیدا علاقه به کارتن نشون میدی و 20 دقیقه ای رو پای کارتون میشینی.

وقتی خوابت میاد بهت میگم برو بالشت رو بذار من میام جی جی میدم خودت میری بالشت رو از تو اتاق بر میداری و میذاری بعد رو بالشت میزنی که یعنی من بیام و دارز بکشم.

تو جمع کردن سفره خیلی کمک می کنی و حتما باید چند تیکه رو ببری آشپزخونه. الهی فدای این پسر مهربونم بشم.

همه رنگا رو میگی آبی.

عاشقه کشک هستی و روزی چند تایی کشک میخوری.

خیلی مهربونی و وقتی چیزی میخوری به همه میدی.

چون عاشقه کالسکه بودی یه کالسکه کوچولو برات گرفتیم که کلی با اون حال می کنی و تمام خونه رو با اون دور میزنی  و همه چی رو میریزی توش.

چند تا کتاب هم برات خریدم که الان عکساش رو ندارم بذارم. به پیشنهاد مامان مریم بود که بعضیاش رو دوست داری.

واکسن یکسالگیت رو هم اردیبهشت زدیم و خدا رو شکر تب خیلی خفیف داشتی . تا ظهر البته پات درد می کرد و اصلا تکونش نمیدادی تا اینکه رفتیم تو حیاط مامانی اینا و اونجا شیر آب رو دیدی و جارو دیگه همه چی یادت رفت و شروع کردی آب بازی و جارو کشیدن.

و این یک ماه اخیر بدترین روزای عمرم بود که شما مریض شدی اول  اسهال استفراغ و بعد از یک هفته دوباره همون و بعد از یک هفته حساسیت شدید گرفتی که سرفه های شدید داشتی و خس خس سینه خدا رو شکر سه روه خوب شدی و دوباره شدی همون ویهان شیطون خودم. خدایا شکرت به خاطر خوب شدن ویهان شککککر.

اینم پارک فردوسی و سر سر ه سواری ویهان گل مامان (فروردین ماه)

اینجا اردیبهشت ماه بود که با بابا رفته بودیم بیرون شهر و شما دوتا در حال بازی با مورچه ها بودین

اینم روزی بود که واکسن زده بودی و اومدی تو حیاط و همه چی یادت رفت

اینم یه بازی بامزه که یاد گرفته بودی مرفتی تو تراس و در رو میبستی و الکی گریه میکردی که من بیام و در و باز کنم ای جوننننم

اینجا هم یه منظره خوشگل که وقتی از مشهد بر می کشتیم تو راه دیدیم

اینجا هم داشتی کنار سینک ظرفشویی آب بازی می کردی که کم کم اینجوری شد

اینم مراسم سیسمونی دختر داییت که 27 تیر ماه بدنیا میاد

یه آقا پسر مودب در حال تماشای کارتون

فقط ماشاا... یادتون نره ها چشمک

چیز دیگه ای یادم اومد میام و تو پی نوشت مینویسم

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
شیوا ( مامان پرهام )

عزیزم مبارک باشه انشالله 120 سالگی تو جشن بگیری با مامان و بابا آیدا جان بهت تبریک م یگم پسر فوق العاده آقا و ناز و خوشگل و بانمکی داری نمی دونم چرا با اینکه پسرت خیلی آروم تر از پرهامه هر وقت عکسهاشو می بینم دوست دارم محکم بغلش کنم و یاد پرهام م یافتم و دلم برای پرهام تنگ می شه پسر تورو عین پرهام دوست دارم و از خدا می خوام هرچی خوبیه مال اون و تو و شوهر محترم باشه خدا حفظش کنه خیلی آقاس

مريم مامان آريا

اول از همه ماشاء اله به ويهان قهرمان خودمون عزيزم ناز نازي تو چقدر نازي آفرين به ويهان كه اينقدر خوبه و به مامان گلش همه عكسهاي خيلي عالي و زيبا بود خدا حفظش كنه در كنار مامان و باباي مهربونش

فرشته ماما ن امین رضا

سلام آیداجون خوبی عزیزم؟ویهانم که ماشااله خوب وسرحاله[قلب] انشااله همیشه شادوسلامت باشین[ماچ] ماشااله خیلی بزرگ شده. فرصت بیاپیشمون تولدداریم[لبخند]

رها

وای عزیزممممممم چقدر بزرگ شده پسمل طلا...خدا حفظش کنه

ندا مامان امیرمحمد

ای جونم فداش بشم هزار ماشالا چه گل پسری هزارتا بوووووووووس

نهال

چه عکسهای قشنگی خدا حفظش کنه

وانیا

عزیزم وبلاگت خیلی قشنگه به وبلاگه وانیا هم سر بزن خوشحال میشه